





عکسها از صادق دالوندی


عکسها از صادق دالوندی




عکسها از صادق دالوندی
این فعال ملی مذهبی که در جبهه مشارکت حوزه اراک سخن می گفت با بیان این مطلب افزود : تعلیق استراتژی به این معنا است که در یک دوره هایی روند سیاسی و اجتماعی یک جامعه بنا به دلایلی از جمله به پایان رسیدن کارآیی آن استراتژی از بین می رود و استراژی جدیدی جایگزین آن نمی شود و دیگر استراتژی معینی در باره آن نداریم .
وی با یک تحلیل تاریخی در این باره افزود : در ایران کنونی از سال 1379 به بعد یک فصل استراتژیک در ایران تمام شد و از آن با عنوان اصلاحات یاد می شود و از آن به بعد فصل جدیدی آغاز نشد .
پس از کودتای 28 مرداد و سرکوب قیام سال 1342 ما وارد مرحله جدیدی شدیم. در آن زمان توازن قوای سیاسی به قدر تغیر کرد که امکان ادامه نداشت و وارد تعلیق سیاسی شدیم.
علیجانی متذکر شد : در حال حاظر در ایران کنونی 2 تحلیل منسجم وجود دارد، یک تحلیل اینکه مش اصلاحات را از درون حاکمیت به پیش ببریم ، این در مواجهه با هرشرایطی خروجی های واضح و روشنی دارد و در این زمینه اصلاحات دستاوردهای مثبتی داشته است . یک تحلیل هم اینکه روند اصلاحات به پایان رسیده و به دلایل مختلف در دوران تعلیق استراتژی است .
وی شایان ذکر کرد : دوران تعلیق استراتژی دوران فقدان راهبرد است، اما دوره فقدان راهکار نیست . و در این محدوده فقط ما تعلیق برنامه را داریم .
علیجانی در این زمینه با ارائه راهکاری چهارجانبه گفت : راهکاری که اکنون در این زمینه وجود دارد، راهکار صبر و اعتراض، انباشت و اعتبار است.
صبر در این راهکار استقامت و تحمل زمان است ، صبر کارکرد درونی دارد و در این مرحله باید به راهکارهای دراز مدت فکر کرد و اعتراض این است که فشار قدرت قابل تحمل است و این لازمه حضور اجتماعی ، اعتراضات همسو در رابطه با مسائل آزادی ، سیاسی ، امنیت ملی ، وسائل حقوق شهروندی ، حقوق اساسی ملت و منافع ملی است که موضوعات قابل مناقشه و بحث برانگیزی است. وقتی دفاع از این حقوق ها مرد تجاوز قرار گیرد و به مخاطره بیافتد باید اعتراض کرد.
مهمترین راهکارانباشت است . راهکار انباشت ، تکوین استراتژی تازه است و در این مورد 2 نوع شیوه نمود می کند ، یک شیوه انیاشت تئوریک و یک شیوه انباشت تجربی و استراتژیک.
وی در این رابطه افزود : در انباشت تئوریک ما به یک خانه تکانی اخلاقی باید دست بزنیم و در این خانه تکانی باید از خود شروع کنیم . سرشت جامعه ایرانی یک سرشت مذهبی و اخلاقی است و این پایه ها از بین نرفته است و ما باید روی این مسئله حساس شویم و سختگیرانه با خود و بزرگترها رفتار کنیم .
در انباشت تئوریک 3 مسئله مهم وجود دارد :
1- دموکراسی رادیکالی ، که باید در آن علاوه بر آزادی به تامین حداقل ها برای مردم اندیشید و این جزء مبانی آن است . در زمینه همه منابع و مراجع باید دموکراتیک باشند . نه تنها در حوزه قدرت بلکه در حوزه های اقتصادی نیز باید دموکراسی نمود کند .
2- در حوزه فرهنگ و نواندیشی دینی بحث متن و متن مقدس پیش می آید . حوزه نواندیشی دینی به یک سرآمد و سرفصل رسیده و باید گام جدیدی بردارد . نواندیشی دینی 2 نوع دیدگاه لائیک و سنتی بنیادگرایی دارد و باید این 2 دیدگاه را با هم تبیین کند .
3- بحران اخلاقی : فعالان سیاسی به رفتارهای سیاسی جزئی کمتر توجه کرده اند و در این مورد اگر به جای مسائل بزرگ کمی هم به مسائل خرد توجه می کردند وضع بهتر بود .
در انباشت تجربی و استراتژیک باید دید اشتباه ما در کجا بوده است که به اینجا رسیده ایم و باید استراتژی ها را دوباره مورد تحلیل و بررسی قرار داد .
در راهکار ارتباط نیز باید رابطه ها را افزایش و گسترش داد . نیروهایی که نمی توانند در زیر یک سقف با هم باشند ، چگونه می خواهند حزب تشکیل دهند .
این فعال سیاسی در رابطه با بحران اخلاقی خاطر نشان کرد : در جامعه ما خودبزرگ بینی شدیدی ایجاد شده است و آرامش طبقاتی نیز وجود ندارد . در اصل طلایی اخلاقی نگاه های فرد گرایانه و لیبرال گرایانه جایگاهی ندارد . فردیت فلسفی به وجود آمده ولی منش آن ایجاد نشده است .
دبیر اسبق کانون دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی گفت : برای ایجاد عدالت در جامعه یک پیش زمینه به نام اعتراض وجود دارد و این اعتراض نیازمند امنیت است . چه بسا اینکه این اعتراض در بعضی مواقع با برخورد و در بعضی مواقع با سرکوب همراه است .
وی عنوان کرد : امروز در جامعه دو گرایش غالب وجود دارد که جنبش عدالتخواه دانشجویی متاثر از یکی از آنهاست . یک جریان اصلاح طلبی و یک جریان محافظه کاری . یک جریان موافق وضع موجود و یک جریان دیگر که به وضع موجود اعتراض می کند و نیل به خواسته های مردم را ملاک و اصل می داند .
برای ایجاد عدالتخواهی باید اعتراض داشت . جنبش عدالتخواه دانشجویی که به محافظه کاران نزدیک است و جز حامیان اصلی حاکمیت هستند ، چطور می توانند هم موافق وضع موجود باشند و هم اعتراض داشته باشند و این خود یک تناقض و پارادوکس به وجود می آورد .
سروش فرهادیان گفت: دانشجو چه گناهی کرده است که فقط و فقط برای اینکه به حاکم گفته است بالای چشمت ابروست باید زندان برود و هم بند دزد و قاتل و قاچاقچی باشد . آقای باطبی چه گناهی کرده است که فقط به خاطر بالا بردن پیراهن خونینی که نشان دهنده ی قصاوت قلب مزدوران حمله کننده به آینده سازان این مملکت است محکوم به اعدام، حبس ابد و در نهايت 15 سال زندان مي شود اما حتي كوچكترين صدايي از اين جنبش به اصطلاح عدالتخواه خوانده شده در نمي آيد.
چرا در این کشور وقتی کسی دست به ترور و سلاخی می زند کسی به او اعتراض نمی کند و عدالتخواهی را طلب نمی کند . وقتی سعید عسگر به حجاریان حمله و او را ترور می کند و بیرون از زندان دیده می شود شما چطور عدالتخواهی هستید که ظلم به این آشکاری اتفاق می افتد اما اعتراضي نمي كنيد.
بسته شدن نشریه یک مصداق بارز نقض حقوق بشر است اما آنها سکوت مي كنند چونكه اعتراض را به نفع خود نمی بینند . این که عدالتخواهی نیست ، آپارتایید و نژاد پرستی است . و نمونه بارز آن در استان مرکزی زندانی شدن مسعود باستانی است كه به جرم سردبيري يك نشريه اين روزها را بايد در جوار ميله هاي زندان سپري كند.
نمونه دیگر این بی عدالتی ها تجسس در زندگی مردم است . مگر شنود در زندگی مردم و زندگی خصوصی آنان جرم نیست . خداوند گفته است تجسس در زندگی مردم حرام است . آیا این نيازمند اعتراض نیست ؟
فرهاديان ادامه داد: جنبش دانشجویی عدالتخواه ۴ پارامتر دارد ، یک پارامتر یارگیری کم آنهاست . آنها به رغم امکانات زیاد ، خوب عمل نکرده اند و با عدم استقبال دانشجویان همراه بوده اند . یک پارامتر دیگر این است که این جنبش موج زاده است و موج زا نیست و نمی تواند عدالتخواهی كند چون ناف آن به ناف حاکمیت بسته است . و سومین پارامتر نزدیکی بیش از حد آن به حاکمیت است و چهارمين خصوصيت اين جنبش آزادی عمل آن است.
سروش فرهادیان با اشاره به ارتباط عدالت و آزادی گفت : عدالت منهای آزادی نقض غرض است . عدالت و آزادی هر دو دوروی یک سکه هستند . عدالت منهای آزادی یک شعار تو خالی بیش نیست .
از ساختار غیردموکراتیک دموکراسی به وجود نمی آید . از خشونت عدالت و عدل بیرون نمی آید اما در نهاد ایستادگی و راست قامتی عدالت دیده می شود .
برای رساندن جامعه از جایی به جای دیگر باید از آرامش استفاده کرد و در این امر نباید جسارت را با حماقت اشتباه گرفت .
وی با تحلیل تاریخچه ایجاد جنبش دانشجویی گفت : اولین بارقه های این جنبش از شهریور 1320 شکل گرفت و بعد از تشکیل به ترتیب 3 نوع تفکر داشت ، 1- تفکر مارکسیستی 2- تفکرات ملی خواهانه 3- تفکرات اسلامی .
تفکر اسلامی خود 2 نوع منشا داشت ، تفکر سنت گرایی که نمونه بارز آن جمعیت فدائیان اسلام و نواب صفوی بود . و دیگری تفکر نواندیشان دینی .
دیدگاه سنت گرایان اسلامی فقط به این اعتقاد داشتند که باید حکم خدا اجراشود و نگاه تک محورانه ای را دنبال می کردند و خط مش خشن و ترورآمیز داشته اند .
در طی 50 سال گذشته جنبش دانشجویی هر جا خواسته حق مردم را بگیرد ، جان فشانی کرده است . عدالتخواهی در ذات جنبش دانشجویی نهفته است. اين فعال دانشجویی خاطر نشان کرد : جنبش دانشجویان عدالتخواه دارند می بینند که حق مردم در بخش های مختلف تضییع می شود . مردم ما حق حاکمیت را تمام و کمال پرداخت کرده اند اما حق مردم از سوی حاکمیت به طور کامل ادا نشده است .






عکسها از صادق دالوندی





عکسها از صادق دالوندی





عکسها از صادق دالوندی